...
سلام
سلام
اومدم
می سا ...دلم برات تنگ شده بود
برگشت دوباره ات وتبریک می گم
هزاران حرف نگفته برات دارم...
کسی این نزدیکیاست ؟...خوشامدی...
بلاتکلیفی
سیزدهم مهر
امروز استادمان مانده بود که امروز سیزدهم است یا چهاردهم
شما چی می گید؟
فصل امتحانات
يلدا
سلام
یلدا خوش گذشت به ما که خیلی خوش گذشت
تاریکی یلدا را
در نگاه شمع
خاطره
آسمون ابریست آسمون ابری رو دوست دارم اماحالم از این هوا بهم میخوره شرجیه اکسیژن پیدا نمی شه مث اینکه برای اکسیژن هم باید کارت سوخت بگیریم
نگاهی به دور دست می اندازم دست زدن درخت کنار را تماشا می کنم وبه رقصیدن شاخه ها زل می زنم وبچه گانه به جمع برگچه ها میروم تا منو تو قایم موشکشون راه بدهند ... دلم بارون می خواد
چه خوبه بارون بیاد اونوقت بریم کنار دریا توبارون بدویم صدای خنده ی ما
از صدای موج ها بالاتر بره باهم دوست بشن شادیشون و به آسمون نشون بدهند .آسمون چه بغضی کرده بغض آرومش قشنگه می دونستی بارونه آسمونو وقتی که بغضش آرومه رو بیشتر از وقتی که سنگینتره و اخم هاش تو همه وچشاش خونیه ... وقتی عصبانیه مث یه معلم بد اخلاقه که هر روز شاگردش و می زنه اما وقتی آرومه مث یه عاشقه که دلش گرفته وخیلی وقته زیباشو ندیده... .
دوست دارم
در هیاهوی ...
نظرات ()









